ابن فهد الحلي (مترجم: نائيجى نورى)
57
عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى)
اطاعتش واجب است پس چگونه براى شفاى امام صادق در كنار قبر امام حسين ( ع ) بايد دعا كرد . غلام به پيش امام صادق عليه السلام آمد و سخن او را نقل كرد . حضرت فرمود : همين طور است كه ايشان مىگويد ولى ايشان نمىداند كه خداى تعالى را مكانهايى است كه دعاها در آن اجابت مىشود بقعه حضرت امام حسين عليه السلام از آن امكنه است . قسم سوم از علل اجابت دعا [ دعاى مشتمل بر اسم اعظم ] « 1 » از علل اجابت دعا ، دعاهايى است كه مشتمل بر اسم اعظم هستند ، خواه آن اسم را شخصا بدانيم ، خواه عينا آن را ندانيم و اسم اعظم را كسى عينا نمىداند جز اشخاصى مثل پيامبران و اولياء الهى عليهم السلام كه خداى ايشان را آگاه كرده است ( 11 ) و تلويحات و اشاراتى در اين زمينه وارد شده است مثل روايتى كه مىگويد : اسم اعظم در آخر سوره حشر آمده است و روايتى كه مىگويد اسم اعظم در آية الكرسى و اول آل عمران مىباشد . گفتند كه اسم اعظم در الحى القيوم است زيرا اين دو اسم وجه اشتراك هر دو و موجود در اين دو سوره مىباشد و از پيامبر ( ص ) آمده كه - فرمود : « بسم اللَّه الرّحمن الرحيم » نزديكتر است از سياهى چشم به سفيدى آن گفتند كه
--> ( 1 ) حضرت استاد حسن زاده آملى روحى له الفدا در ديوانش در مورد اسم اعظم مىفرمايد : نهفته گر چه مىبايد بود راز * سخن از اسم اعظم گشت آغاز ترا اين جدول آمد اسم اعظم * كه هر موجود هم داراست فافهم تو از اين حصه سرّ وجودى * همى يا بى مقامات شهودى امام صادق از اين اسم اعظم * عجب نقشى زده بر آب و آدم يكى پرسيده از آن قطب عالم * كدامين اسم باشد اسم اعظم جواب فعلى از قولى به تأثير * بسان لفظ اكسير و اكسير مثالش داد نزد جمع اصحاب * كه مىرو اندرين حوض پر از آب هم آنان را به منع از نجاتش * كه تا مأيوس گرديد از حياتش ز سرّ سرّ او توحيد فطرى * مبرى از ترويهاى فكرى طلوع كرده است چون خورشيد خاور * كه حكم حق بر او گرديد داور به يا اللَّه اغثنى ندا كرد * جوابش را امام آن دم عطا كرد به دو فرمود اين است اسم اعظم * كه يعنى خود تويى اى ابن آدم چو از هر در درآيد نااميدى * به اسم اعظمت آنگه رسيدى چو از هر جا اميدت قطع گرديد * بيابى دولت سلطان توحيد آنگاه مىفرمايد : چو ذات واجبى حىّ است و قيوم * ترا پس اسم اعظم گشت معلوم